در حال بارگذاری ...
  • «تئاتر فجر استانی» منتقد یزدی:

    «سندروم پای بی قرار» متکی بر توانایی بازیگران و امکانات فنی تصویری است

    محمدرضا امیرخانی، منتقد یزدی در نقدی که برای نمایش «سندروم پای بی قرار» به کارگردانی عبدالله برجسته نوشته، این نمایش را متکی بر توانایی بازیگران و بهره گیری از امکانات فنی تصویری دانسته است.

    نمایش «سندروم پای بی قرار» کاری از گروه کربن استان خراسان رضوی و با کارگردانی عبدالله برجسته در شب پایانی چهارمین جشنواره‌ی تئاترفجر استانی یزد، روی صحنه رفت. محمدرضا امیرخانی، منتقد یزدی، نقدی برای این نمایش نوشته که در پی می خوانید.

     

    عنوان سندرم پای بی  قرار شناسه‌ی یک بیماری است و در نمایش مذکور با واقعه ای مواجه می شویم که نویسندگان نمایش  از یک واقعه کاملا مستند درامی خلق نموده اند که البته در شکل اجرا بدیع می نماید. 5 بازیگر نمایش در صندلی هایی نشسته اند و همه از منظر خود به واقعه ای می پردازند که در جزیره‌ی مانوس استرالیا، قتل فرهاد را شاهد بوده اند. استفاده از پرژکتورهای تصویری پخش صحنه هایی از فیلم های مورد نظر در کف صحنه از ویژگی های اجرای نمایش «سندرروم پای بی قرار» است.

     

    فرهاد مشهدی قصه‌ی ما به جمع متحصنین کارخانه رب گوجه فرنگی می پیوندد و درگیریش با مسئول مربوطه موجب اخراجش می شود و سرنوشت او را به جزیره‌ی مانوس استرالیا آورده است. دکتر نسیم از زمانی می گوید که فرهاد بستری می شود. او که به قول خودش پوست کلفت شده است راوی قصه ما در آخرین شب فرهاد است.

     

    افزون بر دکتر نسیم پلیس امنیت جزیره‌ی مانوس و یک مددکار و مهاجری به نام امید همه در تبیین و ترسیم واقعه ای که مرگ فرهاد را رقم زده است می کوشند. آنها  از منظر خود معرف واقعه و حادثه ای می شوند که برایشان احساس خوشایندی ندارد.

     اگر چه قصه خود را روایت می نمایند، مانند امید که همسرش غرق شده است؛ مع الوصف افزون بر روایت سیما به مانند ابی خواننده می خواند و از تماشاگران می خواهد که همراهش همسرایی نمایند.

    نمایش «سندرروم پای بی قرار» که در شاکله و ساختار روایتی می نماید همه تلاش تیم اجرا معطوف به برانگیختن احساس مخاطبش می شود. نمونه اش تلاش بازیگر نقش امید است در همراهی و همخوانی مخاطب با اشعاری حزن انگیز و تاثر برانگیز و یا پخش صحنه هایی از فوتبال ایران استرالیا که یاد آور خاطره های هیجانی است  که اجرایی عاطفی و حسی را پدید می آورد که توانایی همه بازیگران بخصوص بازیگر نقش امید قابل تقدیر است. شیوهیاجرایی خاص نمایش «سندروم پای قرار» در عین حال که بدیع می نماید متکی بر توانایی بازیگر و بهره گیری از امکانات فنی تصویریست که حس مخاطب درگیر واقعه شود و البته تلاش تمام قد در احساسی نمودن فضای مد نظر نمایش می تواند با شاکله روایت همراه و همخوان نباشد که در این نمایش بخصوص بسیار قابل تامل است.

    نامه نگاری پایانی امید با خانواده اش در پایان نمایش واقعیتی است که راوی قصهی ما به زعم خود از آن سوی آبها می گوید. قصه مهاجرت بسیار بحرانی و تراژیک است و البته سندرروم پای بی قرار در برقراری ارتباط با مخاطبش کوشا و تواناست.

    در خاتمه ضمن خسته نباشید به آقای"عبدالله برجسته" و تیم اجرایی اشان و به امید کارهایی بهتر از هنرمندان استان خراسان رضوی گفتارم را به پایان می رسانم.

    (1) سندرم پای بی قرار یا آرال اس (به انگلیسیRestless Leg Syndrome  یا RLS )بیماری پای بیقرار نوعی اختلال خواب است که در آن، فرد مبتلا دچار احساس ناخوشایند در پاها می‌شود و آن را به صورت احساس گزگز، مورمور، سوزش، درد و کشش یا حرکت حشرات روی پوست توصیف می‌کند و بیمار برای کاهش حس ناچار است پای خود را تکان دهد یا بکشد

    و من الله التوفیق

    بیست و دوم دی ماه نود و هفت

    یزد؛ محمدرضا امیرخانی




    نظرات کاربران