دسته‌بندی موضوعی و ساختاری آثار ایرانی حاضر در جشنواره

نمایش‌های ایرانی جشنواره سی‌وهفتم از چه می‌گویند؟

شناسایی دسته بندی های آثاری که در دوره های مختلف جشنواره تئاتر فجر فرصت ارائه و بروز می یابند، می تواند ارتباط معناداری با کم و کیف تولیدات تئاتری از یک سو، همچنین با ارزش گذاری های هیات های انتخاب جشنواره را از سوی دیگر برقرار کند.

نمایش‌های ایرانی حاضر در بخش‌های مختلف جشنواره تئاتر فجر به لحاظ ویژگی های محتوایی و ساختاری در چه دسته بندی هایی جای می‌گیرند و چه گرایش هایی را در عرصه تولیدات نمایشی کشور نمایندگی می کنند. اگرچه به طور میانگین وجود نمایندگانی از طیف های مختلف گرایش های هنری در آثار پذیرفته شده در هر دوره از جشنواره را امری طبیعی باید به حساب آورد، اما شناسایی دسته بندی های آثاری که در هر دوره از این رویداد کلان تئاتری فرصت ارائه و بروز می یابند، می تواند ارتباط معناداری با کم و کیف تولیدات تئاتری از یک سو، همچنین با ارزش گذاری های هیات های انتخاب جشنواره را از سوی دیگر برقرار کند. بر این اساس ایران تئاتر در نظر دارد تا با گونه شناسی آثار ایرانی حاضر در این دوره از جشنواره تئاتر فجر، قدمی در ثبت و ضبط این گرایش ها و دسته بندی ها در ویترین جشنواره تئاتر فجر بردارد.   آثار اقتباسی و رویکردهای میان‌رسانه ای نمایشنامه های اقتباسی در میان آثار حاضر در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر سهم قابل توجهی را به خود اختصاص داده اند. آماده سازی نمایشنامه ها برای اجرای صحنه ای در این دست آثار حاضر در جشنواره، بر مبنای متون و منابع مختلفی از رمان و داستان گرفته تا آثار موسیقایی شکل گرفته و طیف های متعددی را شامل می شود. نمایش«آبلوموف» به نویسندگی وکارگردانی سیاوش بهادرى‌راد که در مسابقه تئاتر بین الملل سى و هفتمین جشنواره بین المللى تئاتر فجر حضور دارد، اقتباسی از رمانی به همین نام از ایوان گنچاروف است. این نمایش با توجه به رمانی که از آن اقتباس شده به دنبال بهره‌ای اندیشمندانه در متن اقتباسی و در رویکرد صحنه‌ای است و فضای موجود در نمایش هستی نمایشگرانه خود را مبتنی‌ بر رخدادهای صحنه با تکیه بر هسته اصلی رمان که همان فضای رخوتناک هستی آبلوموف است به پیش می‌برد. جامعه‌ای کوچک که انسان در آن به اصالت انسانی خود حمله‌ور می‌شود و توانایی درک صحیح آن را حتی در صورت داشتن به بعد و به دیگران وامی‌گذارد. نمایشنامه "مرگ و پنگوئن" را محمد چرم‌شیر با اقتباس از رمانی به همین نام نوشته "آندری کورکف" نویسنده مشهور اهل اوکراین نوشته و پیام دهکردی آن را کارگردانی کرده است. این اثر هم از دیگر نمایش های حاضر در مسابقه تئاتر بین الملل سى و هفتمین جشنواره ی بین المللى تئاتر فجر است.رویدادهای رمان در شهر "کی‌یف" پایتخت اوکراین رخ می‌دهد. رمان "مرگ و پنگوئن" به‌طورکلی و به زیباترین شکل فضای بسته و ناامن اجتماعی اوکراین پس از جدایی از شوروی را نشان می‌دهد، اما چنین بستر جغرافیایی در متن چرم‌شیر به دلایلی که در ادامه خواهد آمد، حذف شده است. پیام دهکردی نیز بر آن بوده که قابلیت‌های متن را در اقتضائات زمانی و اجتماعی پژواک دهد. "مرگ و پنگوئن" چیزی بین کمدی و تراژدی است و درواقع به لحاظ ژانر در آن تلفیق تراژدی و کمدی به یک میزان قابل درک و لمس است که بخشی از این تلفیق از دل رمان می‌آید.  "دریاچه قو" به کارگردانی رضا صابری و بر مبنای اپرایی از چایکوفسکی یکی از آثار غیرمتعارف این کارگردان تئاتر است که در بخش مسابقه تئاتر ایران (دو) ارائه می شود. . «دریاچه قو» یکی از مشهورترین و پرنمایش‌ترین باله‌های جهان به شمار می‌رود که توسط چایکوفسکی، آهنگ‌ساز روسی در سال ۱۸۷۶ نوشته شده است. صابری که پیش از این نیز بارها با آثارش در جشنواره تئاتر فجر حضور داشته، در اغلب این تجربه ها آثاری مبتنی بر فرم را در این جشنواره ارائه داده است. این کارگردان تئاتر  در دریاچه قو نیز تجربه ای دیگر در نمایش فرم را  عرضه کرده که اثری جذاب و دیدنی با جلوه‌های بصری ویژه است و به گونه ای طراحی شده که ترجمه‌ای دقیق با استفاده از نشانه‌های بومی باشد.  «استیو جابز» دیگر اثر حاضر در مسابقه تئاتر بین الملل سى و هفتمین جشنواره بین المللى تئاتر فجر نمایشی زندگینامه ای به نویسندگی و کارگردانی مهران رنج بر بر اساس زندگی مدیر معروف و تاثیر گذار شرکت اپل است. در این اثر مخاطب با تخیلات، رویاها و کابوس های استیو جابز روبرو می شود. البته نمایش بنابر آنچه که در اثر وجود دارد و در بروشور هم یاد شده لزوما خود را موظف نمی داند تا به زندگینامه جابز متعهد باشد و برداشت و نگاه خود را به زندگی او دارد. این نمایش در قالب گروتسک به کابوس بی پایان ذهنی استیو جابز که گه گاه با شوخی های لفظی و کلامی همراه است می پردازد. نمایش «شازده کوچولو» اثری بر مبنای داستان آنتوان دوسنت اگزوپری و به کارگردانی مصطفی قربانپور  که در بخش مسابقه تئاتر ایران (دو)  جشنواره تئاتر فجر حضور دارد، روایتی فلسفی از عشق، دوستی و هستی به شیوه‌ای سوررئالیستی و از زاویه دید کودکی پرسشگر که از سیارک خیالی آمده، روایت می‌شود. شازده کوچولو ساکن سیاره کوچکی به اندازه یک خانه معمولی است و در آن جا گل بی‌همتایی دارد که مایه همه عواطف و دلخوشی‌هایش است اما در دوره‌ای تصمیم می‌گیرد که گلش را تنها بگذارد و سفر کند و در این سفر ماجراجویی‌هایش شروع می‌شود. نمایش «آنشرلی با موهای خیلی قرمز» به کارگردانی امیر بهاور اکبرپور دهکردی و بر مبنای داستانی از رمان آنشرلی را  که در بخش مسابقه ى تئاترایران (یک) ارائه خواهد شد، باید با در نظر گرفتن نسبیت بین جهانی داستانی که لازمه‌های خود را از لحاظ محتوا با جهانی مملو از تخیل و رویا در هم آمیخته به تماشا نشست. زیرا فضای موجود در این اثر تا اندازه‌ای از رمانی وام گرفته شده است که قدمت آن به بیش از یک قرن می‌رسد و در مقابل بعد از ابتدایی با این خاصیت و مقدمه‌ای این چنین با تمهیداتی از سوی نویسنده که مسیری تازه را در پیش می‌گیرد وارد جهانی می‌شویم که از نظر محتوا و فرم تمایزهای بسیاری را شکل می‌دهد. جهانی که در آن شخصیت‌ها با نگاهی متفاوت به جهان پیرامون خود با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند که در آنجا هیچ عنوانی تحت تاثیر تعریف یک رابطه منطقی نیست. از این حیث نمایش «آنشرلی با موهای خیلی قرمز» در فضایی ذهنی و فانتزیک است که شکل نهایی خود را می یابد. نمایش «فیل در تاریکی» با نگاهی به رمان «فیل در تاریکی» نوشته قاسم هاشمی‌نژاد و به کارگردانی مهرداد مصطفوی که از آثار حاضر در مسابقه تئاتر ایران (یک) است، با بهره گرفتن از مقوله اقتباس کوشیده است جهان اثر را با پیرنگ‌ها و خط سیری گیرا شکل بدهد تا اهمیت رویکرد تولید این نمایش از زاویه دید نویسنده دوم و کارگردان مشخص شود. در این میان ضرورت پرداختن به فضای نمایش که ایامی از دهه پنجاه شمسی را روایت می‌کند سبب شده تا مخاطب‌های امروز بتوانند برای لحظاتی به آن سال‌ها سفر کنند تا ماجرایی را به نظاره بنشینند. حال ضرورت این تصمیم مربوط به ادغام ژانر و فضای نمایش است که با کنار یکدیگر قرار گرفتن تلاش دارد تا روندی دراماتیک را در خدمت محتوا و فرم توامان ارائه کند. «فیل در تاریکی» یک قصه کنش‌مند که قهرمان دارد در ژانر آثار پلیسی جنایی مزیتی قابل انکار است با این دانسته که این گونه در فضای اثری از نوع نوآر ایرانی روایت می‌شود. نمایش "فرایند" به کارگردانی علی کرسی زر که از دیگر آثار ارائه شده در بخش مسابقه تئاتر ایران ( یک) سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر است، اقتباسی همزمان از رمان های "محاکمه"، "قصر"، "مسخ"، مجموعه داستان‌های کوتاه کافکا و رمان "تجاوز قانونی" اثر کوبو آبه است. نمایش به سبک رئال خودساخته‌ای اجرا می‌شود. آثار کافکا فضایی واقعی دارد که می‌تواند غیرواقعی نیز باشد و این نمایش نیز برگرفته از فضای گروتسک خاص آثار کافکا است. مخاطب اتفاقات نمایش را می‌پذیرد حتی در صورتی‌که غیر واقعی به نظر آید و برای تماشاگر ناشناخته باشد. زیرمتن، میزانسن‌ها، نورپردازی، طراحی صحنه و موسیقی نمایش همه به یک اندازه در فرم نمایش تاثیرگذار هستند.   متن محوری و چالش رویارویی با نمایشنامه یکی دیگر از دسته بندی های عمومی نمایش های حاضر در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر، آثاری را در بر می گیرد که دغدغه اصلی خود را بر درگیر شدن با متن های ادبیات نمایشی می یابند. دراماتورژی و چگونگی رویارو شدن با نمایشنامه های شناخته شده، رویکرد غالب در این دست آثار را شکل می دهد، هر چند شیوه های بیان هنری نیز از سوی دیگر دغدغه ای موازی را برای ارائه ساختارهایی متفاوت در این آثار نشان می دهد. نمایش «مادر» به کارگردانی مجید کاظم زاده مژدهی بر پایۀ نمایشنامه ای از فلوریان زلر شکل گرفته است. زلر خود این نمایشنامه را طنزی تلخ دانسته است. مضحکه زندگی، دردی عمیق که از سرشت و نهاد شخصیت اصلی که همزمان اصلی ترین شخصیت زندگی هر بشر است، مادر است، بیرون می ریزد، و چون دردی ناگفتنی است، مضحکه را آرام آرام تبدیل به تراژدی می کند. ساختار نمایشنامه، تکرار غریب هر صحنه، که هربار با تغییری کوچک و ناچیز موقعیت را لغزنده تر و متزلزل تر می کند، ما را میان واقعیت و رویا مردد می گذارد. نمایش «خدایگان» به کارگردانی رحمت امینی آن چیزی نیست که در متن وودی آلن آمده است؛ یعنی پیکره غایی متن را در اجرا نمی‌بینیم بلکه کار امینی شکل و شمایل خود را دارد با آنکه در ظاهر امر وفادار به متن است و آن هم متنی که دارد همه چیز را به بازی می‌گیرد و در دل شوخی‌ها این متن دارد به مسخره می‌گیرد؛ بازتاب‌دهنده توأمان کمدی و تراژدی. درام یونان باستان را و حتی دلبسته درام مدرن و ابزورد هم نیست. بنابراین  آنچه را باید گفته شود می‌پیچاند. این شگرد و راه و روش وودی آلن است که در کمدی خود به دنبال ایجاد وضعیتی است که در دل یک تئاتر موقعیت چگونگی خلق درام و به وقوع پیوستن اجرای یک تئاتر را به چالش بکشد.  نمایش «دام» به کارگردانی اسماعیل موحدی بر اساس متنی از تادئوش روژه ویچ شکل گرفته است. نویسندۀ لهستانی این نمایشنامه در «دام» زندگی فرانتس کافکا، یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان ادبیات داستانی جهان را شرح داده است. در «دام» به رخدادهای شخصی زندگی کافکا مثل ماجرای ترس او از پدرش و نامزدهایی که داشته اشاره شده و سبک آن در فضای اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم است، به همین دلیل اسماعیل موحدی، کارگردان این نمایش از تکنولوژی های روز در جهت پیشبرد داستان بهره برده است. محمد برهنی کارگردان نمایش «زندگی در تئاتر » که در حقیقت حاصل دراماتورژی نمایشنامه دیوید ممت است، از متن ممت تنها به عنوان یک نردبان استفاده می کند. برهمنی در ارتباط با این پروسه توضیح می دهد؛ زمانی که به شناخت درست و کافی از نمایشنامه رسیدیم دست به دراماتورژی زدیم به همین جهت نگاه ما در اجرا متفاوت از نویسنده است دیالوگ ها تقریبا همان طور که در متن نوشته شده، اجرا می شوند اما با تغییراتی که متناسب با تحلیل و دراماتورژی ما از متن است، بیان می شوند. این نمایشنامه ماجرای پشت صحنه یک تئاتر ایده‌آلیستی در برادوی را به تصویر می کشد در حالی که ما تلاش کردیم کار متناسب با جامعه ایران اجرا شود بنابراین نمایشنامه با تغییراتی اجرا می شود تا جامعه آن را قبول کند. محمدجواد صرامی  کارگردان «سر میز شام» نمایش معاصر شدۀ "فدریکو گارسیو لورکا" اسپانیایی را در این رویداد ارائه می کند. این نمایش یک فضای کاملا زنانه دارد و فضای ذهنی زنی به نام "ایرما" است که  به دلیل درخواستی از جانب شوهرش درگیر می‌شود و در آخر این داستان شوهرش را می‌کشد. «سر میز شام»  اثری مدرن است که در فضای سورئال کار شده است. در یان اثر با یک صحنه سه وجهی روبه رو هستیم و به این ترتیب از سه زاویه مختلف با نمایشنامه روبه رو می شویم. نمایش "تتراکرومات" و "سودایی" و "سرمیز شام" سه گانه عاشقانه‌ای هستند که که هر کدام عشق را از یک زاویه می‌پردازد. نمایش «سر میز شام»  فضایی روانشناسانه را دنبال می کند. نمایش "مده آ" به کارگردانی ندا قاسمیان برداشتی آزاد از اثر هاینر مولر بر اساس"مده‌آ"ی اوریپید در دوران یونان باستان شکل گرفته است. مده آ همچون دیگر آثار کلاسیک دارای تاریخ انقضا نیست و ما در جامعه امروز با نگاهی دقیق می‌توانیم مابه‌ازای عینی آن را پیدا کنیم. این نمایش داستان را در جامعه‌ای مدرن روایت می‌کند و اجرای این اثر بر پایه فرم و موسیقی است. نمایش دیالوگ نیز دارد اما قالب آن فرم است. در شیوه اجرایی از یک عروسک که هم قد و کاملاً شبیه مده‌آ است، استفاده شده است. مرگ و دوشیزه" به کارگردانی سینا راستگو بر مبنای نمایشنامه «مرگ و دختر جوان» آریل دورفمن به نگارش درآمده و به لحاظ نوشتاری با آنچه روی صحنه اجرا می‌شود، تفاوتی ندارد ولی در نوع اجرادگرگونی‌هایی در آن ایجاد شده است. تغییرات این نمایش به کانسپت و ایده‌ای که در ذهن کارگردان شکل گرفته مرتبط است و سعی شده وجوه توهمی متن در آن پررنگ شود. همچنین با تمرکز روی بخش وهم و خیال موجود درنمایش در این اجرا دو کاراکتر به نمایش اضافه شده است. فضای این اثر نمایشی کاملا واقع‌گرایانه و باورپذیر است اما بخش‌های از آن نیز جنبه غیرواقعی دارد. در حقیقت بازی‌ها بر مبنای واقعیت است اما فضای صحنه شکل مرسوم همیشگی نیست.   نمایش‌های تجربه‌گرا رویکرد تجربه گرایانه دسته ای دیگر از آثار نمایشی حاضر در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر، اگرچه زمینۀ مشترکی را در شناسایی چنین نمایش هایی می سازد، اما روح قالب گریز این تجربه ها هرگونه طبقه بندی آثاری از این دست را با دشواری روبه رو می کند. در عین حال آثار تجربه گرا از جمله در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر با تعدد قابل توجهی همراه است. نمایش “او” به کارگردانی آرش دادگر همچون دیگر آثار آرش دادگر به نوعی یک اثر آوانگارد است.  نمایش “او” بسیار پیچیده و بغرنج است و همین مانع از یافتن یک نوع ژانر یگانه در کلیت اثر است. البته همان آوانگارد بودن کلیت اثر دست نویسنده و کارگردان را باز گذاشته است که تا می‌توانند از تلفیق‌ها و آمیزش‌ها به گونه‌ای بهره‌وری شود که شکل و شمایل کلی اثر کاملا نو و متفاوت بنمایاند با آنچه تاکنون در این ژانرهای تلفیقی مشاهده کرده‌ایم. نمایش “او” می‌تواند یک اثر جنایی باشد که هر دو وجه پلیسی و معمایی را نیز دربرگرفته است. نمایش «دستورالعمل های پرواز برای خدمه و خلبان» به کارگردانی «فرهاد فزونی» با به کارگیری جنبه های تازه ای از اجرا محقق می شود، از جمله فضاسازی های بدیع. ساختار منحصربه فرد این اجرا به مدد فضاسازی  با طرح های انتزاعی گرافیکی و اشکال گوناگون نورپردازی، متشکل از ساخت های انتزاعی و رنگ پردازی های متنوع است که صحنه‎ تئاتر را ورای اجرای مبتنی بر بازیگران و میزانسن ها، بازنمایی ایده های انتزاعی کرده است. حرکت بازیگران بسیار جریان محور است و فضایی وهم آلود را متناسب با موضوع کار به نمایش می گذارد. ماجرای این تئاتر به شکلی مرموز تا آخرین دقایق نمایش بسیار مرموز و مبهم باقی می ماند. راوی ماجرایی را تعریف می کند و ماجرایی دیگر نیز هم راستا با روایت راوی پیش می رود. نمایش «هار» به کارگردانی حسین پوریانی فر داستان خود را در قالب یک کت واک، نحوه فعالیت مانکن های روی سکوی دفیله را به نمایش می گذارد و در نگاه اول رونوشتی از مستند کت واک روبرت لی کاک(۱۹۹۶) به نظر می رسد. هرچند این تفکر نامانوس با لایه زیرین نمایش، آنقدر پایدار نمی ماند و خیلی سریع بارقه های ذهنی این کارگردان جوان از بطن نمایش بیرون می جهند و در مسیر نگاه مخاطب مبهوت در ورود و خروج سریع و اغواگرانه مانکن ها، جاخوش می کند. مخاطبی که در نمایش پوریانی فر فقط در جایگاه یک تماشاگر حضور نداشتند و آنها نیز به بازی گرفته شده بودند. "آقا محمدخان" به کارگردانی نوید معمار  براساس فضاسازی و تصویرسازی در تئاتر شکل گرفته که این شیوه شاخه‌ای از تئاتر پست دراماتیک در جهان محسوب می شود.تماشاگر در این نمایش با قاب‌هایی مواجه می‌شود که برای دیدن و اندیشیدن پشت هم چیده شده است. مخاطب با فهمیدن استعاره و نمادهای هر صحنه و گیرایی حس از ژست بازیگر و فضای هر موزیک که از نویز تشکیل شده است به تعبیر خود از هر صحنه می‌رسد. ساختار کلی این نمایش را که در فستیوال پرفورمنس میامی هم اجرا شده درنهایت می توان با  تئاتر بصری و بدون دیالوگ است در ارتباط دانست. نمایش «قضیه» به کارگردانی سجاد امیر مجاهدی پرفورمنس صرفا اجرایی "قضیه" یا "مثل آب خوردن" به  نویسندگی، طراحی و کارگردانی سجاد امیر مجاهدی عاری از ساختار و یک طراحی موضوعی مشخص است: صرفا به گزاره‌ای کلی و انتزاعی می‌پردازد که به یک خودکشی و به طور تلوحی به گمانه مبهم تجاوز به دختری نه ساله اشاره می‌کند. «قضیه» اجرایی بی‌داستان است که مضمونی غیردراماتیک دارد و موقعیت قابل تحلیل و معناداری را به نمایش نمی‌گذارد. « لنگ ظهر» به کارگردانی رسول کاهانی سعی دارد در ساختارش باتوجه به اهمیت روایت در جریان داستان گویی خود فضایی نو را تجربه کند. تجربه‌ای که بتواند در ازای داده‌هایی محیط نمایش، موقعیتی را تداعی کند تا همه چیز در عین باورپذیری دلایل منطقی را با خود به همراه داشته باشد. در واقع دلیل پیش آمدن موضوع نمایش در کنار مقوله زمان، نوگرایی ساختار نمایش و طراحی‌های صحنه، لباس و نور همان موقعیت مکانی اثر است که در کنار آنها به صورت موازی پیش می‌رود. این کارکردها باتوجه به ساختار کلی اثر از جمله دلایلی هستند که می‌توانند لزوم ورود به دنیای مدرن را در تئاتر تعریف بدهند.  «تناسخ، سه تا سی و پنج تومن» به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی نبویان وجه تسمیه اش را از این گرفته که نمایش در سه پرده اجرا می شود و قیمت بلیط آن هم سی و پنج هزار تومن برآورد شده است. این نمایش یک کمدی و به‌نوعی یک شوخی با ماجرای تناسخ است. داستان این نمایش در یک شرکت خیالی به‌نام «تناسخ گستران شرق» در جریان است که کار این شرکت معرفی کالبد جدید به ارواح برای حلول است.  «نقاشی اشر» به کارگردانی فریبرز کریمی یک کمدی سیاه اما پر انرژی  با مجموعه ای از ایده های فانتزی و کودکانه است که در اغلب موارد به موقعیت هایی خشن و پر تنش منتهی می شوند. ایده های اجرایی بیشتر شبیه به قراردادهای انیمیشن است و حتی منطقی که بر رخدادهای نمایشنامه حاکم است از همین فانتزی سیاه و در عین حال کودکانه بر می آید. در رویارویی با این نمایش نباید انتظار شخصیت پردازی به شیوه مرسوم  با منطقی رئالیستی را داشته باشیم. شخصیتها بیشتر شبیه کاریکاتور هستند دفرمه، بی روان و اغلب تخت و احمق. رخدادهای نمایش بیشتر از آنکه حاصل یکدیگر باشند محصول منطقی هستند که بر اثر حاکم است؛ منطقی دیوانه وار و هیجانی.    درام‌های اجتماعی و دغدغه ساختارهای نو دغدغه طرح مسائل اجتماعی به عنوان رویکردی همیشگی در آثار نمایشی دسته بندی ویژه ای را به خود اختصاص می دهد؛ اما محدود کردن آثار واجد درونمایه های اجتماعی به یک قالب و شیوه بیانی معین هم چندان سنجیده به نظر نمی رسد. به این ترتیب مجموعه آثاری که می توان ذیل چنین سرفصلی در رویدادهای تئاتری دسته بندی کرد می توانند از یث ساختار و روایت در گروه های متکثر و بسیار متنوعی جای بگیرند. سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر نیز از این امر مستثنی نیست و حضور آثاری با درونمایه های اجتماعی در این دوره نیز یکی از دسته بندی های عمدۀ جشنواره را در این دوره شکل داده است. نمایش "استرالیا" به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی پیمان کریمی فضای شاعرانه و عاشقانه‌ای دارد، این نمایش به موضوع مهاجرت دو پسر ایرانی و اندونزیایی و یک دختر افغانی که قصد دارند به‌صورت غیرقانونی وارد استرالیا شوند می‌پردازد. علاوه بر روایت گذشته این شخصیت‌ها در طول این سفر پرمخاطره ارتباطی عاشقانه بین این افراد شکل می‌گیرد. چنانکه کارگردان این متن به‌لحاظ ساختار نمایشنامه‌نویسی و موضوع بی‌سابقه است. نمایش از جنسی نگاشته شده که مشابه آن را در ادبیات نمایشی این سال ها از نظر ساختار نمایشنامه، کمتر می توان سراغ گرفت. نمایش «سانتی متر » به نویسندگی و کارگردانی مرتضی شاه کرم دردسرها وچالش ها ومشکلات بخش بزرگی از خانواده های ایرانی را به صحنه می کشد . مسئله بی خانمانی وبی خانگی  و بی مسکنی یکی از مشکلات عدیده  جامعه امروز خانواده ها  است و نمایش به طرح همین مشکل پرداخته است. کارگردان اثر با طراحی صحنه کاربردی و دراماتیک و با طراحی میزانسن وحرکات برابر با خواست مفاهیم  متن و زیر متن قصد دارد عمق این فاجعه  تراژیک را به مخاطبان انتقال دهد؛ فاجعه ای تراژیک که بستر طنز تلخ وگزنده خود را دارد وبه سوی نوعی گروتسک می رود؛ گروتسکی که فشارمضاعف اجتماعی ، روحی ، جسمی و فکری را تداعی کرده و نفس را تنگ می کند. نمایش «از خط زرد فاصله بگیرید» به کارگردانی رضا رشادت در ساختار کلی خود، اثری اجتماعی است که در آن نکاتی جهت یادآوری و مواردی جهت جلوگیری از تکرار را شرح داده است. جهان متن اثر بی‌شک تحت تاثیر فضای اجتماعی است که در آن انسان‌ها و رفتارهایشان نقش کلیدی در بازگویی مسائل جاری دارند و سعی می‌کنند پرده از اتفاق‌هایی بردارند که در اوقاتی می‌تواند دانستن آنها کارساز باشد. طراحی صحنه و موقعیت مکانی در نمایش که محیط مترو را تداعی می‌کنند توانسته ساختار اجتماعی را در مجموعه‌ای از داشته‌های شبه مستند قرار بدهد تا موقعیت‌های دراماتیک بتوانند اثرگذاری بیشتری را برای باورپذیری مخاطب فراهم کنند. در واقع ضرورت طراحی این محیط جدا از قرار دادن مخاطب در فضای نمایش بیانگر دیدگاهی انسانی است که در مقام نقد اجتماعی قرار می‌گیرد و گاهی هشدار می‌دهد اما هرگز از زاویه قضاوت به موضوع نگاه نمی‌کند.  نمایش « مرد شده» به کارگردانی آسو بهاری ماراتنی ۸۰ دقیقه‌ای و لاینقطع از یک شب مبارزه‌ی جانانه‌ مدافعانِ کوبانی است. صحنه‌ عریضی که برای اجرا تدارک دیده شده است، فاصله‌ی تماشاگران با صحنه و به‌علاوه تعیینِ حد و مرزی که بازیگرها از آن خروج نمی‌کنند همگی موجب گردیده‌اند که به‌محضِ شروعِ نمایش، خیال کنید در حالِ تماشای یک فیلم سینماییِ جنگی هستید؛ فیلمی سینمااسکوپ که زمان دراماتیکِ آن با زمان واقعی‌اش یکسان است. قصه نمایش زندگی ریحانه است که از زاویه دید برادرش روایت می‌شود. او  می‌خواهد ریحانه را قانع کند که با وجود اینکه اینجا وطن ماست اما شرایط مبارزه نیست و جبهه نابرابر است و باید به محل زندگی‌ برادر در مونیخ بروند تا زندگی‌شان را نجات دهند و پس از آن برای باز پس گیری وطن فکری کنند. "ناگهان همه برمی خیزند به آوازی دیگر" به کارگردانی سعیده آجربندیان درباره آسیب‌های ناشی از جنگ است که در اینجا دوری و فاصله افتادن یکی از آن آسیب‌هاست. گاهی این دوری به دلیل اسارت و مفقود شدن است و در این نمایش سوختگی صورت یکی از دو دلداده، آنها را از هم دور کرده است و انگار حسرتی را به دل گذاشته که به این سادگی‌ها هم از بین نمی‌رود. این نمایش بستر اجتماعی دارد و در آن حال و هوای کار حالت رئالیسم جادویی به خود می‌گیرد و انگار دچار حالت جن‌زدگی می‌شود و ما را با وضعیت مابین واقعیت و ضد واقعیت نگه می‌دارد؛ تعلیقی که می‌خواهد ما را جدا از درد واقعی دچار حس و حالتی دگرگون نماید و در آن روح درد را نیز آشکار کند.